یه دنیا شعر
اين وبلاگ زير نظر سازمان ساماندهي وبلاگ ها ايراني ميباشد.
ابزار پرش به بالا

بی تو نمی شه باشم ای آخرین امیدم

امید من تو هستی بی تو یه نا امیدم



در اوج با تو بودن نمی شه که جدا شد

نمی شه از دل تو دقیقه ای رها شد



ای بهترین رفیقم تو اوج بی کسی ها

نذار بشم اسیره غم های تلخ دنیا



رفیق من تو هستی تویی که بهترینی

تنها نذار بمونم تا اشکامو نبینی



دلم می خواد همیشه کنار تو بمونم

به من نگو نمیشه که از تو من بخونم



رفیق خوب من باش تو این روزای تاریک

منو رها کن از این دنیای سرده کوچیک



نگو میخوای جدا شی به یاد من نباشی

نگو میخوای بری تو رفیق نیمه راه شی

 

منبع


موضوعات مرتبط: مریم حیدرزاده
[ شنبه 18 آذر1391 ] [ ] [ محسن دهباشی ]
يادته شرطمون سر صداقت يادته

يادته تو مجازات و خيانت يادته

يادته پنهوني سر قرارا يادته

يادته تاخيرات توي بهارا يادته

گوش نداديم به نصيحت يادته

گشتنت دنبال فرصت يادته

دونه دان به کبوتر بادته خاطرات توي دفتر يادته ....

منبع


موضوعات مرتبط: مریم حیدرزاده
[ چهارشنبه 8 آذر1391 ] [ ] [ محسن دهباشی ]


رشته عشق من و تو كاش مثه يه بادبادك بود
اون موقع عاشقيمونم تو تموم دنيا تك بود

چي مي‌شد كه گلدونامون پر بود از گلاي پونه
به هواي چيدن اون نمي‌رفت كسي ز خونه

چي مي‌شه خواب من‌و‌تو به حقيقت بشه تعبير
چي مي‌شه جدايي‌ها رو نذاريم به پاي تقدير

نكنه خدا نكرده كسي از ما بي‌وفا شه
بشينه دعا كنه كاش از اون يكي جدا شه

نكنه بين دلا‌و حرف‌هامون فاصله باشه
نكنه دلا هميشه سرد و بي‌حوصله باشه

رسمه كه چي بنويسن واسه آخراي نامه؟
راستي تو موافقي كه، من بازم بدم ادامه ؟

عزيزم يه چيز ديگه مهربوني‌ها چه ريزن
اونا كه دوسِتْ ندارن چِقَدَر واست عزيزن

خوب ديگه سپردمت من به‌دسِ خداي گلدون
خوب مواظب خودت باش بخدا سرده زمستون

كاشكي دنيا واسه يك‌شب، واسه‌يك شب مال‌من بود
نگاه كردنت به هر كسي به جز من، قدغن بود

منبع


موضوعات مرتبط: مریم حیدرزاده
[ چهارشنبه 8 آذر1391 ] [ ] [ محسن دهباشی ]
اوني كه گفته بود پيشم مي‌مونه
كسي كه من دلم مي‌خواد همونه

اوني كه تو پاييز واسم قسم خورد
فقط با من هميشه مهربونه

اون‌كسي‌كه ‌با ذوق ‌و‌ شوق به‌من‌گفت
بايد كه وايساد جلوي زمونه

اوني كه گفت قسمت همش دروغه
يه چيزيه درست مثِ بهونه

اوني كه ماجراي عاشقيشو
گلدون اطلسي مونم مي‌دونه

اون كسي كه مي‌گفت ستاره‌هامون
تو بهترين نقطة كهكشونه

اون كه مي‌گفت توكّلِ دوتامون
به لطفاي خداي آسمونه

اون كه مي‌گفت دق مي‌كنه اگر كه
پاي كس ديگري در ميونه

اون كه مي گفت چاره فقط سكوته
واسه جوابِ حرفِ عاشقونه

نمي‌دونم چي شد كه رفت و آخر
پيغام فرستاد من مي‌رم ديوونه

منبع


موضوعات مرتبط: مریم حیدرزاده
[ چهارشنبه 8 آذر1391 ] [ ] [ محسن دهباشی ]


چشامو بستم و دارم تو رو بهتر مي بينم

اما چشم تو بازم من و نگا نمي كنه

عمريه دارم صدات مي كنم و جواب مي دي

عمريه چشات ولي من و صدا نمي كنه

مي دونم چرا من شدم به عشق تو اسير

چرا عشق من چشات رو مبتلا نمي كنه

دل و پيچيدم لاي يه برگ ناز گل سرخ

چشات اما به دلم هم اعتنا نمي كنه

جون من خيلي كمه اما فدات گرچه آدم

جونش و براي هر كسي فدا نمي كنه

غنچه ي آرزوهام مي شكفه با خنده ي تو

حتي خوشبختي من اخمات رو وا نمي كنه

مي دونم نمي شه سرنوشت ما يكي باشه

تو مي گي آدم عاقل كه خطا نمي كنه

نه دلت تنگه واسم نه حرفي داري بزني

آخه سنگم با شيشه اينجوري تا نمي كنه


من مي گم عاشقتم فقط به قيمت يه جون

تو قبول نمي كني دل اشتبا نمي كنه

من مي گم خدا كنه يه جوري مال من بشي

نمي دونم چرا اين كار و خدا نمي كنه

منبع


موضوعات مرتبط: مریم حیدرزاده
[ چهارشنبه 8 آذر1391 ] [ ] [ محسن دهباشی ]
نام تو رو آورده ام دارم عبادت ميكنم

گرد نگاهت گشته ام دارم زيارت ميكنم

دستت به دست ديگري از اين گذشته كار من

اما نمي دانم چرا دارم حسادت ميكنم

گفتي دلم را بعد از اين دست كس ديگر دهم

شايد تو با خودئ گفته اي دارم اطاعت ميكنم

رفتم كنار پنجره ديدم تو را با بگذريم

چيزي نديدم اين چنين دارم رعايت ميكنم

من عاشق چشم تو ام تو مبتلاي ديگري

دارم به تقدير خودم چنديست عادت ميكنم

تو التماسيم مي كني جوري فراموشت كتم

با التماس ولي تو را به خانه دعوت ميكنم

گفتي محبت كن برو باشد خداحافظ ولي

رفتم كه تو باور كني دارم محبت ميكنم

منبع


موضوعات مرتبط: مریم حیدرزاده
[ چهارشنبه 8 آذر1391 ] [ ] [ محسن دهباشی ]


تو مي خوايناز چشاتو بخرم

قيمت عشقتو بالا ببرم

تو مي خواي يه روز بياي سراغ من

تو مياي پس زير وعده هات نزن

تو مي خواي فردا رو با هم بسازيم

تو مي خواي يه باغچه مريم بسازيم

تو مي خواي ساز منو كوك كني

تو مي خواي دنيا رو مشكوك كني

تومي خواي زيادي عاشقت بشم

تو مي خواي پاييز كه شد بياي پيشم

تو مي خواي بريم پيش ستاره ها

تو مي خواي بهم بگي خيلي چيزا

تو مي خواي چشام تو رو نگهداره

تو مي خواي هر چي بگي بگم آره

تو مي خواي فانوس لحظه هام باشي

تو مي خواي تا آخرش باهام باشي

تو مي خواي شب تا سحر صدام كني

تو مي خواي خوابم بودم نگام كني

تو مي خواي عروس رؤياهام كني

تو مي خواي پري درياهام كني

تو مي خواي اسممو فرياد كني

اسمتو شبيه فرهاد كني

تو مي خواي با همه كس قهر كنم

خودمو شهره ي يك شهر كنم

تو مي خواي سفر نرم بدون تو

تو مي خواي همش بگم به جون تو

تو مي خواي شبا برام قصه بگي

تو مي خواي تموم شه فصل تشنگي

تو مي خواي با هم باشيم ، كنار هم

پاييز و زمستون و بهار هم

منبع


موضوعات مرتبط: مریم حیدرزاده
[ چهارشنبه 8 آذر1391 ] [ ] [ محسن دهباشی ]

 

کاش که عشق و عاشقی ٬ جوون و پیر سرش می شد

اونی که خیلی دوسش دارم ٬ اسیر سرش می شد

کاش دلی که نمیدونم چرا قسمتم شده

آدم پر حیا و سر به زیر سرش می شد

اونی که عاشقشم کاش که بلا سرش می شد

معنی واژه ی تلخ مبتلا سرش می شد

اونی که همش منه ٬ دوس نداره تا ما باشیم

واژه ی رسمی و سنگین شما سرش می شد

اونی که عاشقشم کاش کمی شب سرش می شد

عاشقی با احترام و با ادب سرش می شد

عمریه تو حسرت گرمی دستاش می سوزم

اونی که منو سوزونده کاش که تب سرش می شد

اونی که عاشقشم کاش آرزو سرش می شد

معنی جمله ی ناز تو بگو سرش می شد

حرفامو که میدونم ٬ بخوام نخوام گوش نمیده

لااقل کاش تو قصه گفتگو سرش می شد

اونی که عاشقشم کاش گل یاس سرش می شد

صفری که هدیه ی اونه تو کلاس سرش می شد

کاش یه لحظه خودشو فقط به جای من میذاشت

شوق درد عاشقای بی حواس سرش می شد

اونی که عاشقشم کاش آسمون سرش می شد

جز دو رنگی ٬ یه کم از رنگین کمون سرش می شد

عمریه بهش میگم دیوونتم ٬ سکوتو هیچ نه که عاشقشم بشه ٬ کاش که جنون سرش می شد

اونی که عاشقشم کاش که وفا سرش می شد

شمع و پروانه و فانوس و خدا سرش می شد

نمی خوام تمام حرفامو بفهمه لااقل

کاش خود دوست دارم ٬ جدا جدا سرش می شد

اونی که عاشقشم کاش می میرم سرش می شد

واسه خاطر تو ماهو می گیرم سرش می شد

یه جوری زمزمه می کنه که از پیشش برم

لااقل کاش نمیشه ٬ کاش نمیرم سرش می شد

ای کاش اون فقط یه کم در به دری سرش می شد

اینکه می میره دل از بی خبری سرش می شد

کاش همه رنگایی که خودش می خواد و نمیدید

یه کمی رنگ من خاکستری سرش می شد

اونی که عاشقشم کاش که سفر سرش می شد

رفتن و هجرت و کوچ و بال و پر سرش می شد

نه دوسم داره ٬ نه میگه دوست نداشته باشمش

کاش یه بار منم به همرات ببر ٬ سرش می شد

اونی که عاشقشم کاش که جواب سرش می شد

میون هر کی که داره ٬ انتخاب سرش می شد

کاش جای خیلی چیزا که بلده فقط یه کم

عشق این عاشق و بی حد و حساب سرش می شد

کاش یه کم . . . منو نگاه کن ٬ تو وفا سرت می شد ؟

شمع و پروانه و فانوس و خدا سرت می شد ؟

من خودم یه وقتا دیدم نگران من میشی

ترس و کهکشان و گیتار و دعا سرت می شه ؟

ببینم قایم نکن خیلی چیزا سرت می شه

بدی و ز شتی قلب آدما سرت می شه

واسه ی همینه که خوب داری بازی می کنی

که همین حرفایی که زدم کجا سرت می شه

تو تمام دردامو سرت میشه ٬ سرت میشه

نه که حالا ٬ از اون اول همیشه سرت می شه

می دونی عاشقتم ٬ دلم برات شور می زنه

ولی بیشتر از می خوامش ٬ نمی شه سرت می شه

من می رم ٬ حرفای من یه روزی باورت می شه

شعر من کلید قفل زرد دفترت می شه

اما هر چی که شدی ٬ رسیدی به هرجا بدون

گفته بودم تو قد فرشته ها سرت می شه

من که هرچیزی نوشتم از تو باز سرم نشد

اینکه شاید نباشم کنار تو باورم نشد

فکرامو کرده بودم خواستم همین حالا برم

نذارش پای دروغ ٬ آره نشد برم ٬ نشد


موضوعات مرتبط: مریم حیدرزاده
[ چهارشنبه 1 آذر1391 ] [ ] [ محسن دهباشی ]

 

آسمونا پرستاره                                 همه فصلامون بهاره

روی هر بام و دیواری                           پر عکس یادگاری

کهکشونا پر ماهه                              خبرای خوش تو راهه

پشت هر پنجره گلدون                       خونه هامون پر مهمون

کلبه ها پر چراغه                              گلای شب بو تو باغه

ساحل دریا پر از نور                           غصه از قلبای ما دور

باغچه ها پر ترانه                              پر شعر عاشقانه

چمدونا پر سیبه                               وسوسه چه بی نصیبه

شهر و کوچه پر بارون                        قصه ی لیلی و مجنون

ایوونا پر قناری                                 نه فراری ٬ نه حصاری

طاقچه ها خونه ی شمعدون              مهربونیا فراوون

یه قرار خیلی ساده                         زیر بید پیر جاده

وعده مون هرجا که خورشید             بیشتر از همیشه تابید


موضوعات مرتبط: مریم حیدرزاده
[ چهارشنبه 1 آذر1391 ] [ ] [ محسن دهباشی ]

 

نمی ذارم تو رو از من بگیرن

حتی تو عالم عکس و نقاشی

روی پیشونی سرنوشتته

تو باید فقط مال خودم باشی

نمی ذارم که تو رو بدزدنت

جای تو فقط رو چشمای منه

توی فال من فقط اسم توئه

کسی که چشاش مث تو روشنه

نمی ذارم این همه خاطرمون

پنهونی کنج یه خورجین بمونه

قسمت طالع تو سفر بشه

واسه من یه درد سنگین بمونه

نمی ذارم اونا که کم عاشقن

من و از خیال تو جدام کنن

نمی ذارم تو بری که آدما

همشون با سرزنش نگام کنن

نمی ذارم توی خلوتت کسی

بیاد و با شادی با تو دس بده

اون باید لذت این دس دادنو

به من و خاطره ی تو پس بده

نمی ذارم کسی جز خودم یه روز

با تو و با رویاهات کنار بیاد

تازه از تولد تو حق داره

توی هر پس کوچه ای بهار بیاد

نمی ذارم که نوازش کسی

سب ناز مژه هاتو خواب کنه

نمی ذارم خونه ی آرزومو

کسی با اومدنش خراب کنه

نمی ذارم یه غریبه با نگاش

پادشاه دل بی ریات بشه

من میخوام خودم پسرتشت کنم

نمی ذارم که کسی خدات بشه

نمی ذارم به بهونه ی کسی

عشق و دنیای منو یادت بره

تو یه عمره دیگه زیبای منی

با یه دنیا اعتماد و خاطره

نمی ذارم تو رو صیدت بکنن

نمی ذارم که تو از پیشم بری

ولی توی سرنوشتم ٬ می بینم

تو نمی مونی پیشم ٬ مسافری

نمی ذارم جای من کسی شبا

بالای سرت لالایی بخونه

نمی ذارم دلی که مال منه

پیش بیگانه امونت بمونه

این نذاشتن چقدر خوبه ٬ ولی

آخه من که اختیاری ندارم

تصمیما رو همیشه تو میگیری

من چجوری میتونم که نذارم

تازگی خیلی سفارش می کنی

می گی کم کم دیگه وقت رفتنه

زیبا جون تو می خوای از پیشم بری ؟

از تو انقدر فقط سهم منه ؟

نمی خوای جواب بدی من می دونم

داشتن زیبا یه کار ساده نیست

مریمت شرایط و لیاقتش

واسه ی یه مژتم آماده نیست

ترس رفتنت دیوونم می کنه

ولی این دیوونه که کاره ای نیست

زیبا چش به رات می مونم همیشه

تنها دل خوشیم اینه چاره ای نیست


موضوعات مرتبط: مریم حیدرزاده
[ چهارشنبه 1 آذر1391 ] [ ] [ محسن دهباشی ]

 

گل سرخ قصمون با شبنم رو گونه هاش

دوباره دل داده بود به دست عاشقونه هاش

خونه ی اون حالا تو یه گلدون سفالی بود

جای یارش چه قدر تو این غریبی خالی بود

یادش افتاد که یه روز یه باغبون دو بوته داشت

یه بهار اون دو تا رو کنار هم تو باغچه کاشت

با نوازشای خورشید طلا قد کشیدن

قصشون شروع شد و همش به هم می خندیدن

شبنمای اشکشون از سر شوق و ساده بود

عکس دیوونگیشون تو قلب هم افتاده بود

روزای غنچگیشون چه قدر قشنگ و خوش گذشت

حیف لحظه هایی که چکید و مرد و برنگشت

گلای قصه ی ما ٬ اهالی شهر بهار

نبودن آشنا با بازی تلخ روزگار

فک می کردن همیشه مال همن تا دم مرگ

بمیرن ٬ با هم میرن از غم باد و تگرگ

یه روز اما یه غریبه اومد و آروم و ترد

یکی از عاشقای قصه ی ما رو چید و برد

اون یکی قصه ی این رفتنو باور نمی کرد

تا که بعدش چیده شد با دستای سرد یه مرد

گلای قصه ی ما عاشقای رنگ حریر

هرکدوم یه جای دنیا بودن و هر دو اسیر

هیچکی از عاقبت اون یکی با خبر نبود

چی می شد اگه تو دنیا ٬ قصه ی سفر نبود

قصه ی گلای ما حکایت عاشقیاس

ما یاسا ٬ پونه ها ٬ اطلسیا ٬ رازقیاس

که فقط تو کار دنیا ٬ دل سپردن بلدن

بدون اینکه بدونن ٬ خیلیلا خیلی بدن

یکیشون حالا تو گلدون سفال ٬ خیلی عزیز

اون یکی برده شده واسه عیادت مریض

چه قدر به فکر هم اما چه قدر در به درن

اونا دیگه تا ابد از حال هم ٬ بی خبرن

روزگار تو دنیای ما قربونی زیاد داره

این بلاها رو سر خیلی کسا در میاره

بازیاش همیشه یک عالمه بازنده داره

توی هر محکمه کلی برگ و پرونده داره

این یه قانون شده که چه تو زمستون ٬ چه بهار

نمیشه زخمی نشد از بازیای روزگار

اگه دست روزگار گلای ما رو نمی چید

حالا قصه با وصالشون به آخر میرسید

ولی روزگار ما همیشه عادتش اینه

خوبا رو کنار هم میاره ٬ بعدم میچینه

کاش دلایی که هنوزم میتپن واسه بهار

در امون بمونن از بازیای تلخ روزگار


موضوعات مرتبط: مریم حیدرزاده
[ چهارشنبه 1 آذر1391 ] [ ] [ محسن دهباشی ]

 

وقتی کسی رو دوس داری ، حاضری جون فداش کنی 

 حاضری دنیا رو بدی ، فقط یه بار نیگاش کنی

به خاطرش داد بزنی ، به خاطرش دروغ بگی

رو همه چی خط بکشی ، حتی رو برگ زندگی

وقتی کسی تو قلبته ، حاضری دنیا بد باشه 

 فقط اونی که عشقته ، عاشقی رو بلد باشه 

 قید تموم دنیا رو به خاطر اون می زنی

خیلی چیزا رو می شکنی ، تا دل اونو نشکنی

حاضری که بگذری از دوستای امروز و قدیم 

 اما صداشو بشنوی ، شب ، از میون دوتا سیم

حاضری قلب تو باشه ، پیش چشای اون گرو

فقط خدانکرده اون یه وقت بهت نگه برو

حاضری هرچی دوست نداشت ، به خاطرش رها کنی 

 حسابتو حسابی از مردم شهر جدا کنی

حاضری حرف قانونو ، ساده بذاری زیر پات 

 به حرف اون گوش کنی و به حرف قلب با وفات 

 وقتی بشینه به دلت ، از همه دنیا می گذری 

 تولد دوبارته ، اسمشو وقتی می بری

حاضری جونتو بدی ، یه خار توی دساش نره 

 حتی یه ذره گرد و خاک تو معبد چشاش نره

حاضری مسخرت کنن تمام آدمای شهر

 اما نبینی اون باهات کرده واسه یه لحظه قهر 

 حاضری هرجا که بری به خاطرش گریه کنی 

 بگی که محتاجشی و به شونه هاش تکیه کنی

حاضری که به خاطر خواستن اون دیوونه شی

 رو دست مجنون بزنی ، با غصه ها ، همخونه شی

حاضری مردم همشون تو رو با دس نشون بدن

دیوونه های دوره گرد واسه تو دس تکون بدن

حاضری اعتبارتو به خاطرش خراب کنن

کار تو به کسی بدن ، جات اونو انتخاب کنن


موضوعات مرتبط: مریم حیدرزاده
[ چهارشنبه 1 آذر1391 ] [ ] [ محسن دهباشی ]

 

ندارم بشنومت از این و اون

 ببینم عکستو تو آلبوم عکس دیگرون

نمیتونم ببینم با همه مهربونیتو

با منی که یه عمریه دیوونتم ٬ نا مهربون

 با همه میبینمت با همه کس به جز خودم

 تقصیر من چیه که عاشق چشم تو شدم ؟

دیگه طاقت ندارم تو رویای کسی باشی

دنیای منی ٬ محاله دنیای کسی باشی

عمریه داد می زنم زیبا فقط مال منه

 نمی تونم ببینم تو زیبای کسی باشی

با همه میبینمت با همه کس به جز خودم

تقصیر من چیه که عاشق چشم تو شدم ؟

دیگه طاقت ندارم ٬ زیبا چقدر سفر میری

به خدا رو کره زمین باشی هدر میری

می دونم ٬ توی قایم باشک تلخ روزگار

یه روز از دست چشای این دیوونه در میری

 با همه میبینمت با همه کس به جز خودم

تقصیر من چیه که عاشق چشم تو شدم ؟

دیگه طاقت ندارم همه تو رو نشون می دن

وقتی که میبیننت ٬ دستاشونو تکون می دن

 قیمت ناز نگات ٬ هرچی باشه من می خرم

 بقیه رد می شن و همه می گن گرون می دن

 با همه میبینمت با همه کس به جز خودم

 تقصیر من چیه که عاشق چشم تو شدم ؟

 دیگه طاقت ندارم توام منو دوس نداری

 خودتم از همه بیشتر منو تنها میذاری

 می دونی نه روزگار ٬ نه مردمش ٬ نه تو ٬ نه عشق

 قدیما به این می گفتن ٬ غریبی ٬ بدبیاری

 با همه میبینمت با همه کس به جز خودم

تقصیر من چیه که عاشق چشم تو شدم ؟

دیگه طاقت ندارم بخونمت تو هر غزل

 گل ارکیده بیارن واسه تو بغل بغل

 تو که بهتر می دونی ٬ هیچکس دیگه نمی گفت

به چشای مثل ماه نازنین تو ٬ عسل

 با همه میبینمت با همه کس به جز خودم

تقصیر من چیه که عاشق چشم تو شدم ؟

 دیگه طاقت ندارم پروانه هات فراوونن

 اونا از دیوونگیم بی خبرن ٬ نمیدونن

اما من یه روز میام انقده فریاد میزنم

 تا برن تمام عاشقایی که تو میدونن

 با همه میبینمت با همه کس به جز خودم

 تقصیر من چیه که عاشق چشم تو شدم ؟

 دیگه طاقت ندارم بپیچه موجای صدات

کسی عکسی داشته باشه از طلوع خنده هات

 نمی خوام حتی کسی یه شاخه گل بهت بده

 همه ی گلا رو من یه روز میریزم زیر پات

 با همه میبینمت با همه کس به جز خودم

 تقصیر من چیه که عاشق چشم تو شدم ؟

دیگه طاقت ندارم همه تو رو طلب کنن

 از آتیش عشق تو یا بسوزن یا تب کنن

مگه من مرده باشم که بذارم چندتا دیگه

 روزشونو به هوای دیدن تو شب کنن

 با همه میبینمت با همه کس به جز خودم

تقصیر من چیه که عاشق چشم تو شدم ؟

دیگه طاقت ندارم ببینمت با دیگری

دسای کسی باشه تو اون دسای مرمری

نمی تونم ببینم من دیوونت باشم و تو

 بی تفاوت از کنار یه دیوونه بگذری

با همه میبینمت با همه کس به جز خودم

تقصیر من چیه که عاشق چشم تو شدم ؟

دیگه طاقت ندارم دنیا برام جهنمه

عکساتو همیشه میبینم تو دستای همه

تو بیا و محض خاطر کسی که دوس داری

بگو که عاشق تر از هرکسی که دیدی ٬ مریمه

با همه میبینمت با همه کس به جز خودم

تقصیر من چیه که عاشق چشم تو شدم ؟

تقصیر من چیه که عاشق چشم تو شدم

دیگه طاقت ندارم ٬ با خیلیا نس می دی

خیلی راحت با غریبه آشناها دس می دی

 می دونم اگه یه ذره دیگه ایراد بگیرم

همه ی شعرا و نامه های من رو پس می دی

با همه میبینمت با همه کس به جز خودم

تقصیر من چیه که عاشق چشم تو شدم ؟

دیگه طاقت ندارم دلم برات تنگ شده

غم تو رو شونه هام یه کوهی از سنگ شده

تو صدات یه چیزیه خیلی منو میترسونه

حتی من بهم میگه مهر تو کمرنگ شده

با همه میبینمت با همه کس به جز خودم

تقصیر من چیه که عاشق چشم تو شدم ؟

دیگه طاقت ندارم تو نمیخوای ببینمت

گل من فک میکنی میخوام بیام بچینمت

دوس دارم یه وقت کوتاه بذاری برای من

توی لحظه های فیروزه ای و ناب و کمت

با همه میبینمت با همه کس به جز خودم

تقصیر من چیه که عاشق چشم تو شدم ؟

دیگه طاقت ندارم دلم یه گوله آتیشه

گل من تو هم که دائم میگی اینجور نمیشه

حق داری ٬ من دیوونم تو که گناهی نداری

نمی تونی بسوزی پای یه عاشق همیشه

با همه میبینمت با همه کس به جز خودم

تقصیر من چیه که عاشق چشم تو شدم ؟

دیگه هم تو کار داری هم ماجرا طولانیه

هوای چشم منم ابریه و طوفانیه

زیبا جون اگر یه وقت حرفی زدم به دل نگیر

اوج دیوونگیا تو بیتای پایانیه

با همه میبینمت با همه کس به جز خودم

تقصیر من چیه که عاشق چشم تو شدم ؟

شنیدم امسال دیگه میخوای بیای تولدم

کلی شرمنده ی این حرفایی که زدم شدم

با همه میبینمت با همه کس به جز خودم

تقصیر من چیه که عاشق چشم تو شدم ؟

چه بیای و چه نیای من همیشه شرمندتم

همیشه مزاحم اخم و نگاه و خندتم

میدونی عاشقتم به این دلیله که همش

نگران حالا و گذشته و آیندتم

با همه میبینمت با همه کس به جز خودم

تقصیر من چیه که عاشق چشم تو شدم ؟

زیباجون اینو بذار تو برگه های چکنویس

نمیگم نخون ٬ بخون و بعدشم روش بنویس

اگه خوب نگاه کنی ٬ میبینی که مونده رو اون

رد اشک دوتا چشم عاشق و ابری و خیس

با همه میبینمت با همه کس به جز خودم

تقصیر من چیه که عاشق چشم تو شدم ؟

زیباجون منو ببخش ٬ عاشقتم اما بدم

توی این دنیا ٬ فقط دیوونگی رو بلدم

من میمیرم واسه هرچی که بگی هرچی بخوای

به دلت نگیر که این حرفو یه عالمه زدم

با همه میبینمت با همه کس به جز خودم

تقصیر من چیه که عاشق چشم تو شدم ؟


موضوعات مرتبط: مریم حیدرزاده
[ چهارشنبه 1 آذر1391 ] [ ] [ محسن دهباشی ]

 

هوایی که تو توش نفس می کشی

عطر گلش به آسمون می رسه

کسی که دیوونه ی چشمات میشه

مثل من آخر به جنون می رسه

جاده ای که تو توش قدم میذاری

تا کهکشون راه شیری میره

به هر کی مثل من نگا بندازی

یه عمری قلبش به اسیری میره

اتاقی که خواباتو توش می بینی

بدون اینکه بدونی بهشته

زیبا نمی دونم چرا یه جوری

اسم تو رو خدا با من نوشته

شاخه گلی که تو می گیری دستت

تو هیچ خزونی دیگه خم نمی شه

زیبا بذار هرچی که خواستن بگن

از عشق من به تو که کم نمی شه

آب زلالی که ازش می نوشی

حس می کنه زود رسیده به دریا

قطره ی آبم دیگه خوب می فهمه

دریا یعنی تو یعنی عشق زیبا

سقفی که بالای سرت می شینه

چه قد به بالا بودنش می نازه

اون تنها سقفیه که توی دنیا

بازی و آسمون بهش می بازه

فقط یه خطشو برات نوشتم

زیبای ماه من اینا بهانس

اینا همه گذشتن از جنونه

اینا همش رد شدن از ترانس

به کل آدما حسودیم می شه

شاید یه بار اسم تو رو بیارن

به اونا که زیبا می خوام بدونی

اندازه ی من تو رو دوس ندارن

اونی که تو قاموس ناز چشامت

دلت می خواد بهش بگی دخالت

یه جور جنونه که حالا پزشکا

بهش می گن گذشتن از حسادت

اینو نوشتم که بگو عزیزم

همین حالا چه امروز و چه فردا

بدون اعتنا به حرف مردم

دیگه می خوام سر بذارم به صحرا

برم یه جای دور خیلی نزدیک

یه جایی پشت عقده های دنیا

برم یه جا دنبال تو بگردم

دنبال تو دنبال عطر زیبا

انقد برم که مردم زمونه

بدون حد و مرز و حرف و قانون

به مریمی که عاشق زیبا شد

بگن توی کتاب و قصه مجنون

زیبا چرا من اینجوری نوشتم

تو هم مث من داری می گی دوری ؟

می گی تحملش کنم تا آخر

زیبا ولی نمیگی که چجوری ؟

زیبا میگی وصال تو عاشقی نیس

یه روز صداتو نشنوم می میرم

اما نه هرچی تو بگی همیشه

خیال بکن حرفمو پس می گیرم

من می دونم یه روز گرم ابری

از پیش من می ری واسه همیشه

به قول تو این کار سرنوشته

نه و نمی خوام سرش نمی شه

مث نسیم اولای پاییز

با طالعت می ری و من می مونم

بی خبر از اون مقصد طلاییت

مث دیوونه ها برات می خونم

هرجا با هرکی توی دنیا بری

دلم عجیب هواتو کرده زیبا

اول اسم نازتم نمیدم

به لشکر ستاره های دنیا

تو گفتی عاشقی رسیدنی نیست

درست مث رویای من که کاله

مث صریحی تو یه مرزی داری

شکستن ضریح تو محاله

زیبا فقط یه چیز دیگه مونده

اینکه می گم تمام آرزومه

بگی می دونی من چقد دیوونم

فقط همینو بدونی تمومه

تو مخمل صورتی خیالم

سر تو هر لحظه سر پادشاس

خیال چشمای قشنگ تو تخت

عادت و این حرفا مال آدماس

کسی که عاشق تو شد یه روزی

همه می گفتن یه ذره آدمه

حالا می گن مجنون عشق زیباست

توی شناسنامه ولی مریمه 

زیبا نرو میری ولی دیوونت

یه روزی ثابت می کنه به دنیا

که آدما واسه جواب گرفتن

فقط باید برید سراغ زیبا

دو دیقه بعد یه تماس کوتاه

یک شب نرم و خنک پاییزی

زیبا جونم کاش که یکی می فهمید

چه قد دوست دارم چه قد عزیزی


موضوعات مرتبط: مریم حیدرزاده
[ چهارشنبه 1 آذر1391 ] [ ] [ محسن دهباشی ]

 

دیگه براش نمی خونم ٬ لالایی بی لالایی

انگار راحت تر میخوابه با نغمه ی جدایی

ای پونه ها ٬ اقاقیا ٬ شقایقای خسته

کبوترا ٬ قناریا ٬ جغدای دل شکسته

قصه ی کهنه ی شما آخر اونو نخوابوند

ترس از لولو مرده دیگه پشت درای بسته

دیگه براش نمی خونم ٬ لالایی بی لالایی

انگار راحت تر می خوابه با نغمه ی جدایی

بارونای ریز و درشت و عاشق بهاری

ماه لطیف و نقره ای ٬ عکسای یادگاری

آسمون خم شده از غصه ی دور دریا

شبای یلدا پر از هق هق و بی قراری

دیگه براش نمی خونم ٬ لالایی بی لالایی

انگار راحت تر می خوابه با نغمه ی جدایی

روز و شبای رد شده چه قدر ازش شنیدید

چه لحظه هایی که اونو تو پیچ کوچه دیدید

وقتی که چشماشو می بست ترانه ته می کشید

چه قدر برای خواب اون بی موقع ته کشیدید

دیگه براش نمی خونم ٬ لالایی بی لالایی

انگار راحت تر می خوابه با نغمه ی جدایی

آدمکای آرزو ٬ ماهیای خاطره

دیگه صدایی نمی یاد از شیشه ی پنجره

دیگه کسی نیست که بهش هزار و یک شب بگم

رفت اونی که از اولم همش قرار بود بره

دیگه براش نمی خونم ٬ لالایی بی لالایی

انگار راحت تر می خوابه با نغمه ی جدایی

برف سفید پشت بوم بی چراغ خونه

دو بیتیای بی پناه خیلی عاشقونه

دیدید با چه یقینی دائم زیر لب می گفتم

محاله اون تا آخرش کنار من بمونه

دیگه براش نمی خونم ٬ لالایی بی لالایی

انگار راحت تر می خوابه با نغمه ی جدایی

پروانه ها بسوزید و دور چراغ بگردید

شما دیگه رو حرفتون باشید و برنگردید

یه کار کنید تو قصه های بچه های فردا

نگن شما با آبروی شمعا بازی کردید

دیگه براش نمی خونم ٬ لالایی بی لالایی

انگار راحت تر می خوابه با نغمه ی جدایی

تمام شب ها شاهدن ٬ چیزی براش کم نبود

قصه های تکراری تو هیچ جای حرفم نبود

ستاره ها خوب می دونستن که براش می میرم

اندازه ی من کسی عاشقش تو عالم نبود

دیگه براش نمی خونم ٬ لالایی بی لالایی

انگار راحت تر می خوابه با نغمه ی جدایی

از بس نوشتم  آخرش آروم و بی خبر ٬ رفت

نمی دونم همینجاهاس یا عاقبت سفر رفت

یه چیزی رو خوب می دونم این که تمام شعرام

پای چشای روشنش بی بدرقه ٬ هدر رفت

دیگه براش نمی خونم ٬ لالایی بی لالایی

انگار راحت تر می خوابه با نغمه ی جدایی

لالاییا مال اوناس که عاشقن ٬ دل دارن

شب و می خوان ٬ با روز و با شلوغی مشکل دارن

کسایی که هرچی که قلبشون بگه گوش میدن

واسه شراب خاطره ٬ کوزه ای از گل دارن

دیگه براش نمی خونم ٬ لالایی بی لالایی

انگار راحت تر می خوابه با نغمه ی جدایی

دیگه شبای بارونی ٬ چشم من ابری تیره

با عکس اون شاید یه ساعتی خوابم می بره

منتظر هیچ کس نیستم تا یه روزی بیاد

با دستاش آروم بزنه به شیشه ی پنجره

دیگه براش نمی خونم ٬ لالایی بی لالایی

انگار راحت تر می خوابه با نغمه ی جدایی

ته دلم همش می گه اگه بیاد محشره

دلم با عشقش همه ی ناز اونو می خره

من نگران چشمای روشنشم یه عالم

یعنی شبا بی لالایی راحت خوابش می بره ؟

من حرفمو پس می گیرم باز می خونم لالایی

اگه بیاد و نزنه ٬ باز ساز بی وفایی

انقدر میخونم تا واسه همیشه یادش بره

رها شدن ٬ کنار من نبودن و جدایی

لالالالایی شبای ساکت و پرستاره

کاش کسی پیدا بشه ازش برام خبر بیاره

آرزومه یه شب بیاد و با نگاهش بگه

کسی رو جز من توی این دنیای بد نداره


موضوعات مرتبط: مریم حیدرزاده
[ چهارشنبه 1 آذر1391 ] [ ] [ محسن دهباشی ]

 

دل من یه قفله اما دست تو مثل کلیده

می خوام از تو بنویسم کاغذام همش سفیده

یه سوال عاشقونه بگه هرکسی می دونه

اونکه دادم دلو دستش چرا دل به من نمی ده ؟

چه قدر دعا کنم من خدا رو صدا کنم من

دست من به آسمونه نیمه شب دم سپیده

گفتم از عشق تو می خوام سر بذارم به بیابون

گفت تو عاقل تر از اینی این کارا از تو بعیده

التماس کردم که یک شب لااقل بیا تو خوابم

گفت که هذیون رو تموم کن انگاری تبت شدیده

گفتم آرزو دارم تو مال من بشی یه روزی

گفت تو این دنیای بی رحم کی به آرزوش رسیده

اونی رو که دوست نداری دنبالت میاد تا آخر

اونی که دنبالشی تو چرا دائم ناپدیده

تو از اون روزی که رفتی دل من دیوونه تر شد

رنگ من که هیچی زیبا رنگ آسمون پریده

سرنوشت گریه نداره خودت این رو گفتی اما

تو دل من نمی دونم چرا باز یه کم امیده

تو من رو گذاشتی رفتی اما می خوام بنویسم

چه قدر واسم عزیزه اون که از من دل بریده


موضوعات مرتبط: مریم حیدرزاده
[ چهارشنبه 1 آذر1391 ] [ ] [ محسن دهباشی ]

غصه نخور مسافر اینجا ما هم غریبیم

از دیدن نور ماه یه عمره بی نصیبیم

فرقی نداره بی تو بهارمون با پاییز

نمی بینی که شعرام همه شدن غم انگیز ؟

غصه نخور مسافر اونجا هوا که بد نیست

اینجا ولی آسمون اشک ریختنم بلد نیست

غصه نخور مسافر فدای قلب تنگت

فدای برق ناز اون چشای قشنگت

غصه نخور مسافر تلخه هوای دوری

من که خودم می دونم که تو چقد صبوری

غصه نخور مسافر بازم میای به زودی

ما رو بگو چه کردیم از وقتی تو نبودی

غصه نخور مسافر غصه اثر نداره

از دل تو می دونم هیچکی خبر نداره

غصه نخور مسافر رفتیم تو ماه اسفند

اردیبهشت که بیاد تو برمیگردی ٬ لبخند

غصه نخور مسافر تولد دوباره

غصه نخور مسافر غصه نخور ستاره

غصه نخور مسافر غصه کار گلا نیس

سفر یه امتخانه به جون تو بلا نیس

غصه نخور مسافر تو خود آسمونی

در آرزوی روزی که بیای و بمونی


موضوعات مرتبط: مریم حیدرزاده
[ چهارشنبه 1 آذر1391 ] [ ] [ محسن دهباشی ]

 

کاش بیایم برای بی پناها سایبون باشیم

با دلای شکسته کمی مهربون باشیم

کاش بیایم به باغبونا کمی حرمت بذاریم

احترام دلای شکسته رو نگه داریم

کاش به مهربون ترا دینمونو ادا کنیم

سهم خوشبختیمونو وقف بزرگترا کنیم

کاش یه کاری بکنیم که خستگی ها در بشه

مرهمی بشیم که زخم آدما بهتر بشه

کاش که شاخه ی درخت زندگی رو نشکنیم

هفته ای یه بار به باغبونامون سر بزنیم

کاش که پاک کنیم تموم اشکایی که جاریه

خوب نگه داریم چیزی که واسه یادگاریه

کاش دس پرنده های بی پناهو بگیریم

توی آسمون بریم دامن ماهو بگیریم

کاش با مهربونیمون غصه ها رو کم بکنیم

رشته های عشق رو تا همیشه محکم بکنیم

کاش بشینیم پای صحبت اونا که بی کسن

اگه درد دل کنن به آرزوشون می رسن

کاش تو عصری که همش سنگیه و آهنیه

بگیم از چیزایی که خوبه ولی رفتنیه

کاش هنوز دیر نشده قدر همو خوب بدونیم

نکنه دیر بشه تا ابد پشیمون بمونیم

کاش که این یه جمله هیچ موقع ز یادمون نره

آدمی چه بد باشه چه خوب باشه مسافره


موضوعات مرتبط: مریم حیدرزاده
[ چهارشنبه 1 آذر1391 ] [ ] [ محسن دهباشی ]

 

کاش بیایم برای بی پناها سایبون باشیم

با دلای شکسته کمی مهربون باشیم

کاش بیایم به باغبونا کمی حرمت بذاریم

احترام دلای شکسته رو نگه داریم

کاش به مهربون ترا دینمونو ادا کنیم

سهم خوشبختیمونو وقف بزرگترا کنیم

کاش یه کاری بکنیم که خستگی ها در بشه

مرهمی بشیم که زخم آدما بهتر بشه

کاش که شاخه ی درخت زندگی رو نشکنیم

هفته ای یه بار به باغبونامون سر بزنیم

کاش که پاک کنیم تموم اشکایی که جاریه

خوب نگه داریم چیزی که واسه یادگاریه

کاش دس پرنده های بی پناهو بگیریم

توی آسمون بریم دامن ماهو بگیریم

کاش با مهربونیمون غصه ها رو کم بکنیم

رشته های عشق رو تا همیشه محکم بکنیم

کاش بشینیم پای صحبت اونا که بی کسن

اگه درد دل کنن به آرزوشون می رسن

کاش تو عصری که همش سنگیه و آهنیه

بگیم از چیزایی که خوبه ولی رفتنیه

کاش هنوز دیر نشده قدر همو خوب بدونیم

نکنه دیر بشه تا ابد پشیمون بمونیم

کاش که این یه جمله هیچ موقع ز یادمون نره

آدمی چه بد باشه چه خوب باشه مسافره


موضوعات مرتبط: مریم حیدرزاده
[ چهارشنبه 1 آذر1391 ] [ ] [ محسن دهباشی ]

 

تو همسفر طلایی خورشیدی

یک باغ پر از ستاره کلیدی

ای کاش در آن زمان که می رفتی زود

از غربت انتظار می پرسیدی


موضوعات مرتبط: مریم حیدرزاده
[ چهارشنبه 1 آذر1391 ] [ ] [ محسن دهباشی ]

 

مثل اون وقتا هنوز دلم برات لک می زنه

حسرت داشتن تو ٬ پیر شده ٬ عینک میزنه

صورتم سرخ شده بود ٬ اما حالا کبود شده

جدایی یه عمره داره توی اون چک می زنه

اونی که من نمیخواستمش ولی منو میخواست

منو میبینه یه وقت دوباره چشمک میزنه

یادته مشروط دوست داشتن تو شدم یه عمر ؟

هنوزم کامپیوتر داره برام تک میزنه

حالا که گذشت و رفتی و منم تموم شدم . . .

مثل تو کی آدمو جای عروسک میزنه ؟

دیشب از خواب پریدم خوب شد ٬ آخه دیدم یکی

داره به ماشین تو ٬ هی گل میخک میزنه

تو که تنها نبودی ٬ یکی پیشت نشسته بود

بگذریم ٬ این دل من همیشه با شک میزنه

اونی که بهم میگفت دوست دارم ٬ دوسم نداشت

دیده بودم واسه ی دختره سوتک میزنه

باورت میشه هنوز عاشقتم ٬ اون روز خوب

دل هنوز واست (( تولدت مبارک )) میزنه

تو زیاد دوسم نداشتی ٬ خوب مقصر نبودی

کی میاد امضا زیر قول یه کودک میزنه ؟

نه که بچه ها بدن ٬ پاک و زلاله قلبشون

ولی نبض عقلشون ٬ یه قدری کوچک میزنه

فکر نکن فقط توی ٬ رسمه یه وقتا حوصله

میره آسمون ٬ خودش رو جای لک لک میزنه

دختر همسایمون ٬ نمیدونه دوس نداری

داره دور قاب عکست گل و پولک میزنه

نه که فکر کنی به تو نظر داره ٬ میکشمش

مثلا داره رو زخمام گل پیچک میزنه

کارش این نیس ٬ طفلکی شب تا سپیده میشینه

گل و بوته و شکوفه روی قلک میزنه

راستی من چرا تو نامم اینا رو به تو میگم

نمیگم گوشای رویام دیگه سمعک میزنه

جز واسه نوار تو که توش صدای نازته

به نفس هام عطر سیب قندک میزنه

نامه مو جواب نده ٬ دوسم نداشته باش ٬ ولی

نذا اصلا نزنه قلبی که اندک میزنه

پیش هیچ کسی نرو ٬ حلقه دست کسی نکن

چون گناهه ٬ من هنوز دلم برات لک میزنه


موضوعات مرتبط: مریم حیدرزاده
[ چهارشنبه 1 آذر1391 ] [ ] [ محسن دهباشی ]

 

عاشق و مجنونت شدم

نخونده مهمونت شدم

کلی پریشونت شدم

اما بازم نیومدی . . .

قهوه ی فنجونت شدم

شمع تو شمعدونت شدم

خاک تو گلدونت شدم

اما بازم نیومدی . .  .

برف زمستونت شدم

رسوا و حیرونت شدم

چک چک ناودونت شدم

اما بازم نیومدی . . .

آفتاب و بارونت شدم

اشکای غلتونت شدم

عطر گلابدونت شدم

اما بازم نیومدی . . .

ماه تو ایوونت شدم

خراب و ویرونت شدم

گل گلستونت شدم

اما بازم نیومدی . . .

سه ماه تابستونت شدم

الوند و کارونت شدم

دشت های ایرونت شدم

اما بازم نیومدی . . .

دنا و هامونت شدم

نزدیک تر از جونت شدم

رگت شدم ٬ خونت شدم

اما بازم نیومدی . . .

خادم و دربونت شدم

اسیر زندونت شدم

گلاب کاشونت شدم

اما بازم نیومدی . . .

یه جوری مدیونت شدم

سنگ خیابونت شدم

راهی میدونت شدم

اما بازم نیومدی . . .

تو سختی ٬ آسونت شدم

تو دردا درمونت شدم

ناجی پنهونت شدم

اما بازم نیومدی . . .

لباس و سامونت شدم

سارق ایمونت شدم

چشمای گریونت شدم

اما بازم نیومدی . . .

لبای خندونت شدم

گشنه شدی نونت شدم

آب فراوونت شدم

امـا بازم نیومدی . . .

همیشه ممنونت شدم

من نی چوپونت شدم

آب تو بیابونت شدم

اما بازم نیومـدی . . .

شعرای ارزونت شدم

عمری غزل خونت شدم

تسلیم قانونت شدم

اما بازم نیومدی . . .

کشته ی مژگونت شدم

هلاک چشمونت شدم

رفتم و قربونت شدم

اما بازم نیومدی . . .


موضوعات مرتبط: مریم حیدرزاده
[ چهارشنبه 1 آذر1391 ] [ ] [ محسن دهباشی ]

 

فرشته ی زمینی                        دیوونتم میبینی

نامه برات نوشتم                        رو برگای گل یاس

چرا من اینجا موندم                     اما دل تو اونجاس

فرشته ی زمینی                        دیوونتم میبینی

نامه برات نوشتم                        رو گلای بنفشه

عشق تو عین یاقوت                   سرخه و می درخشه

نامه برات نوشتم                       روی گلای لاله

راستی که داشتن تو                  برای من محاله

غصه هامو نوشتم                      روی گلای پونه

هرچی بگی میگم چشم             ساده و بی بهونه

فرشته ی زمینی                       دیوونتم میبینی

گریه هامو نوشتم                      رو قطره های شبنم

ببین چه بد میگذره                    بی تو به قلب مریم

واسه تو عاشونه                       رو آسمون نوشتم

کارم گذشته از عشق               من از جنون نوشتم

فرشته ی زمینی                      دیوونتم میبینی

نبودی زندگیمو                         تلخ و سیاه کشیدم

با ترن سرنوشت                      پشت سرت دویدم

دور بودی خیلی اما                   آخر بهت رسیدم

گفتی اگه عاشقی                   همه باید بدونن

تو نگی ٬ از تو چشمات             فکر تو رو بخونن

فرشته ی زمینی                     دیوونتم میبینی

گفتی تمام دنیا                      باید خبردار بشن

حتی اونا که مردن                  دوباره بیدار بشن

بندارو پاره کردم                    دیوارا رو شکستم

از دریاها گذشتم                  کنار تو نشستم

فرشته ی زمینی                 دیوونتم میبینی

دور چشای نازت                 مات و دیوونه گشتم

از هرچی که عزیز بود           به خاطرت گذشتم

عقلو دادم به دریا                  عاشقیشو دزدیدم

ترس و فراری دادم                 نفس هاتو بوسیدم

فرشته ی زمینی                   دیوونتم میبینی

واسه حیات قلبت               درخت بید آوردم

تا تو بیای دنبالم               اسب سفید آوردم

رویاهامو اوردم                   با طعم عشق پاییز

با تو دیگه بهشته               نه تلخه ٬ نه غم انگیز

فرشته ی زمینی                    دیوونتم میبینی

آرزوهامو چیدم                     از رو درخت سیبم

کنار تو که باشم                   نه خستم نه غریبم

خاطره هاتو آروم                       لای حریر پیچیدم

خدام اگه بخوادت                تو رو بهش نمی دم

سمفونی صداتو                   چیدم کنار بارون

بارون دیگه نبارید                گم شد تو لحظه هامون

صدای ابریشمیت               جادوی رنگ و نوره

قصر قشنگ چشمات             مرمریه ٬ بلوره

فرشته ی زمینی                 دیوونتم میبینی

ترانه هام تموم شد              چی کار کنم عزیزم

قلبمو دادم به تو                پس چی به پات بریزم

چشماتو واکن گلم                 زندگیمو آوردم

برای ولین بار                   با داشتن تو بردم

فرشته ی زمینی             دیوونتم میبینی

نگین انگشتر                   آسمون بلندی

عشق ترانه هامو              یه وقتا میپسندی

قصه ی دیوونگیم               به کهکشون می رسه

کار من از دست تو                  به یه جنون می رسه

فرشته ی زمینی                 دیوونتم میبینی

سفیدی شوق برف               اوج رو قله هایی

من اینجا پیش توام             توام بگو کجایی

ماه نگات بتابه             چشمامو وا میکنم

فقط واسه من بخون              دارم نگاه میکنم

عین صلیب و معبد                 عزیزی و مقدس

اسم تو رو آوردن                 مشکله اما ساده س

واسه به تو رسیدن             یکی شد آسون وسخت

وقتی تو مال من شی            دنیا داره یه خوشبخت

فرشته ی زمینی                 دیوونتم میبینی


موضوعات مرتبط: مریم حیدرزاده
[ چهارشنبه 1 آذر1391 ] [ ] [ محسن دهباشی ]

 

اون شب خاکستری که تو رفتی

ماه راهشو از آسمون جدا کرد

کهکشونی که پر بود از ستاره

تک تک سیاره هاشو صدا کرد

نگین انگشتر ابرا افتاد

بین غبار و مه و سایه گم شد

انگار که چشمای پلید ابلیس

به سرنوشت هممون نگاه کرد

پولک بالای فرشته ها ریخت

ماه از نردبون اوجش افتاد

قصه ی رفتن تو خیلی ساده

روز فرشته هامونو عزا کرد

اشکای دختری که عاشقت بود

چکید رو تقویم و همونجا خشکید

باز دخترک رویاشو سرزنش کرد

کجای بودنش با تو خطا کرد

غروب رو مخمل نگاش نشست و

سقف بلوری چشاش تکون خورد

تو گرگ و میش بغض و حسرت و درد

تنها واسه برگشتنت دعا کرد

چشمای رنگ عسلت چیا داشت

که دیگه خورشید توی آسمون نیست

گوشه ی چشمی ام به من نداشتی

شاید همون تو رو واسم خدا کرد

شیشه ی قاب آرزو ترک خورد

یه بید مجنون سر گذاشت به صحرا

دختری رو که ثروتش تو بودی

رفتن بی سر و صدات گدا کرد

کدوم اشارت منو تا جنون برد

تو روی خوش به من نشون ندادی

پس این چه حسی بود که بهتر از خون

تو رو تو قلب و رگ و ریشه جا کرد

پس کوچه ها همه رسید به بن بست

قحطی بارون شد و برف و خوبی

یه پر کشیدن موقت تو

عمر تمام سالا رو سیا کرد

قربونی خواستی بگو فصلا هستن

به جز تولدت که تو بهشته

زمستون و اسفند و به خاطر تو

نذر غریبی پرنده ها کرد

دیگه بیا این طرفا نفس نیست

دریا به آخر خودش رسیده

قفل و قفس هوامونو گرفته

باید یه جور آسمونو رها کرد

از وقتی رفتی همه چی شکسته

از دل و پنجره تا عهد و آینه

نامه دیگه به مقصدش نمیره

نامه ها رو دیگه نمیشه تا کرد

آب پاشیدم که زود بیای عزیزم

هرچی قسم بود پای تو نوشتم

نمی دونم کسی دعا بلد نیست

یا مرغ آمین پشتشو به ما کرد

روزامو می دوزم به در به چشمام

فقط تو رو از همه دنیا می خوام

تا برسی از روی کوه مشرق

باید تمام جاده ها رو وا کرد

بوسه و التماس و عطر پونه

فرش طلای قدمای نازت

خونه ی آسمون هفتم آباد

که توی قصرم تو رو پادشا کرد


موضوعات مرتبط: مریم حیدرزاده
[ چهارشنبه 1 آذر1391 ] [ ] [ محسن دهباشی ]

 

عاشق و معشوق ها ای کاش انقد بهم شک نداشتن

سقف اعتمادامون کاش انقدر ترک نداشتن

چی میشد دست من و تو همیشه تو دست هم بود

از ما هرچی که می گفتن واسه ی عاشقی کم بود

چی می شد بی التماسم تو می اومدی به خونه

چی می شد دلت می دونست که باید پیشم بمونه

چی می شد می سوخت دلامون واسه التماس سیبا

چی می شد دنیا رو یک شب بسپاریم دست غریبا

چی می شد من رو تو یک شب ببری به زیر بارون

حتی به قیمت مرگ عزت و آبروهامون

کاش برای کشتی عشق یکی از ما ناخدا بود

که می رفتیم اونجا غیر ما فقط خدا بود

چشمای ناز تو ای کاش یه ضریحی داشت طلایی

انقدر دورش می گشتم که نشه پیداش جدایی

کاشکی یادمون نمی رفت عهدامون بدون علت

واسه ی دفاع از خود دست نمی زدیم به تهمت

کاشکی عهدامون نمی شکست با یه اتفاق ساده

به دلیل اینکه آدم توی این دنیا زیاده

کاش برای اون مهم بود چشام از خاطره خیسه

گفته بودم که دل من برای اون می نویسه

یادته واست نوشتم روی صفحه های رنگی

حیفه که پیشم نمونن چشای به این قشنگی

گفتی تنها راهه پرواز ولی آسمون چه دوره

واسه تو فرقی نداره که دسات مثل بلوره

کی میگه سرمای بهمن واسه باریدنه برفه

ایراد از عشق من و توست که همش اسیر حرفه

نگرانم واسه اون روز که بازم تازه شه داغم

می دونم یه روز نزدیک نمیای دیگه سراغم

من خودم دیدم ستاره نور نداره بی فروغه

تو اصن دوسم نداشتی هرچی که گفتی دروغه

هنوزم عاشقتم جون چشمات جون دریا

ولیکن یادت بمونه خوب منو گذاشتی تنها

میخواد دعاهای ما واسه همدیگه بگیره

یکی از ما با شهامت واسه اون یکی بمیره

انقدر بین دلا و حرفای ما اختلافه

این روزا درد غریبی می کنه ما رو کلافه

چی میشه با هم بسازیم یه روزی یه شهر تازه

بدون اینکه بگیریم از کسی حتی اجازه

یادگاری بنویسیم کاش رو گلبرگای قرمز

بنویسیم که عزیزم هرجا باشم بی تو هرگز

کاش نشه زندگیامون یه روزی اسیر تکرار

و یادت میاد عزیزم گفتی به امید دیدار ؟


موضوعات مرتبط: مریم حیدرزاده
[ چهارشنبه 1 آذر1391 ] [ ] [ محسن دهباشی ]

 

دیگه شعرام واسه چشمای تو تازگی نداره

دلم ازدست همون چشم تو زندگی نداره

تو میگی خسته میشی چشمامو می کنی فراموش

ولی من عاشقم عاشق که خستگی نداره

میگی من دوستت ندارم برو و صرف نظر کن

دیوونم اینکه به احساس تو بستگی نداره

تو می گی ساده بگیر زندگی و منو رها کن

عاشقی خط خطیه صافی و سادگی نداره

تو می گی یه کم غرور داشته باش و منطقی تر شو

کارم از غرور گذشته هرچی که بگی نداره

من می گم دلم شکسته س تو می گی اونکه سپردیش

دلی که سپرده شد دیگه شکستگی نداره

می گم التماس چشمام کافی نیس واسه نگاهت

می گی که عشق تو حالت همیشگی نداره

تو می گی دیوونه ام تو راست می گی اما عزیزم

غیر من هیچ کس این حسی که تو می گی نداره


موضوعات مرتبط: مریم حیدرزاده
[ چهارشنبه 1 آذر1391 ] [ ] [ محسن دهباشی ]

 

اونی که گفتم نرو گفت نمی شه

دیروز دیگه رفت واسه ی همیشه

وقتی میخواست بره من رو صدا کرد

وایساد و تو چشمای من نگاه کرد

گفت می دونی خودت واسم عزیزی

این اشکارم بهتره که نریزی

باید برم سفر واسم بهتره

ولی کسی که مونده عاشقتره

تقدیر ما از اولم همین بود

یکی تو آسمون یکی زمین بود

هرجا برم همیشه ایرونی ام

غرق یه جور حس پریشونی ام

خدا نخواست همیشه پیشم باشی

ولی مهم اینه که مریم باشی

تو تقدیر ما هرچی حیرونیه

مال خطوط روی پیشونیه

شاید اگه دائم بودی کنارم

یه روز میدیدم که دوست ندارم

می خوام برم که تا ابد بمونم

سخته برای هردومون می دونم

گریه نکن گریه هاتو نگه دار

لازم می شه گریه برای دیدار

نذار پر گریه بشه خاطره

هرکی اشک نریزه عاشقتره

اون کسی که می خواد بشه ستاره

هیچ چاره ای به جز سفر نداره

بذار برم یه مدتی بمونم

شاید که قدر اینجا رو بدونم

اصلا شاید اونجا دووم نیارم

یا نا تموم بمونه اونجا کارم

دعا نکن اونجا بهم نسازه

آدم که حرفش دوتا شد می بازه

رفتن من شاید یه امتحانه

واسه شناسایی این زمانه

خودم میرم عکسام ولی تو قابه

می شنوه حرف رو ولی بی جوابه

بارون که بارید برو زیر بارون

به یاد دیدارای اون روزامون

تو چمدونم پر عطر یاسه

چشمام با چشمای تو در تماسه

فکر نکنی دوری و اونجا نیستی

قلب من اینجاست تو تنها نیستی

رفتن من بازی سرنوشته

همونی که رو پیشونیم نوشته

یه کاری کن این رفتن موقت

آدما رو نندازه توی زحمت

نذار که نقطه ضعفت رو بدونن

پشت سر من و تو چیز بخونن

منتظر شعرا و نامه هاتم

هرجا میری بدون منم باهاتم

غصه نخور زندگی رنگارنگه

یه وقتایی دور شدنم قشنگه

دیگه سفارش نکنم عزیزم

نذار منم اینجوری اشک بریزم

شاید یه روز به همدیگه رسیدیم

همدیگه رو شاید یه جایی دیدیم

شاید یه روز دیدی که توی جاده

یه آشنا منتظرت وایساده

شایدم این دیدار آخرینه

اگر که باشی زندگی همینه

مراقب گلدون اطلسی باش

یه وقتایی منتظر کسی باش

کسی که چشماش یه کمی روشنه

شاید یه قدری ام شبیه منه

کسی که چون می خواد بشه ستاره

هیچ چاره ای به جز سفر نداره

داغ دلت هروقت که میشه تازه

بهش بگو با روزگار بسازه

دیگه باید برم که خیلی دیره

فقط نذار خاطرمون بمیره

اون رفت و از دور دساشو تکون داد

خوبیاشو یه بار دیگه نشون داد

همه میگن فقط یه روزه رفته

انگار ولی گذشته صدتا هفته

با اینکه قلبش بی ریا و پاکه

چون فتح دنیا پر گرد و خاکه

ای کاش نمی رفت و سفر نمی کرد

یا لااقل من رو خبر نمی کرد

اما نه خوب شد که من رو خبر کرد

اشکام و دید و بعد از اون سفر کرد

از وقتی رفت دسام به آسمونه

شاید پشیمون بشه و نمونه

خودش می گفت چون که بشه ستاره

هیچ چاره ای به جز سفر نداره

انقد میشینم که بشه ستاره

بیاد به کشور خودش دوباره

فهمیدم امروز که سفر یه درده

من چه کنم اگر که برنگرده

پشت سرش آب می ریزم یه دریا

شاید پشیمون شه نمونه اونجا

الهی که بدون هیچ فرودی

بشه ستاره و بیاد به زودی

الهی که تمومه چشم به راها

بیاد سفر کردشون از تو راها

الهی که هیچ جا سفر نباشه

هیچ چشمی منتظر به در نباشه


موضوعات مرتبط: مریم حیدرزاده
[ چهارشنبه 1 آذر1391 ] [ ] [ محسن دهباشی ]

 

چشامو بستم و دارم تو رو بهتر میبینم

اما چشم تو بازم منو نگا نمی کنه

عمریه دارم صدات می کنم و جواب می دی

عمریه چشات ولی من و صدا نمیکنه

نمی دونم چرا من شدم به عشق تو اسیر

چرا عشق من چشاتو مبتلا نمی کنه

دلو پیچیدم لای یه برگ ناز گل سرخ

چشات اما به دلم هم اعتنا نمی کنه

جون من خیلی کمه اما فدات گرچه آدم

جونشو برای هرکسی فدا نمی کنه

غنچه ی آرزوهام می شکفه با خنده ی تو

حتی خوشبختی من اخماتو وا نمی کنه

می دونم نمی شه سرنوشت ما یکی باشه

تو می گی آدم عاقل که خطا نمی کنه

نه دلت تنگه واسم نه حرفی داری بزنی

آخه سنگم با شیشه اینجوری تا نمی کنه

من می گم عاشقتم فقط به قیمت یه جون

تو قبول نمی کنی دل اشتباه نمی کنه

من می گم خداکنه یجوری مال من بشی

نمی دونم چرا این کارو خدا نمی کنه


موضوعات مرتبط: مریم حیدرزاده
[ سه شنبه 30 آبان1391 ] [ ] [ محسن دهباشی ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

سلام از بازدیدتون متشکرم.امیدوارم خوشتون بیاد و بازم ازم سر بزنید.راستی نظراتتون خوشحالم میکنه.امیدوارم این وب بتونه شما را با شعر و ادب فارسی بیشتر آشنا کنه.با کپی کردن مطالب هم مشکلی ندارم راحت باشید فقط خواهش میکنم یکبار بخونید بعد کپی کنید.
موضوعات وب